ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

269

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) سال رماده همه روز روزه مىگرفت و هنگام شب براى او نانى مىآوردند كه كمى روغن بر آن ماليده بودند تا آنكه روزى چند پروار كشته بودند و به مردم داده بودند و ظرفى هم براى عمر آوردند كه از بهترين جاى شتران برگزيده بودند و چون ديگ را براى عمر آوردند در آن از كوهان و جگر انباشته بود ، پرسيد اين ديگ از كجا رسيده ؟ گفتند : اى امير مؤمنان از شتران پروارى است كه امروز كشته‌ايم . گفت : به به چه فرمانرواى بدى هستم در صورتى كه بهتر قسمت آن را من بخورم و ديگر قسمتها را به مردم بدهند ، نه اين ديگچه را برداريد و غذاى ديگرى بياوريد و براى او نان و زيتون آوردند ، عمر به دست خويش نان را قطعه قطعه و تريدى فراهم مىكرد ، بعد هم به حاجب خود يرفاء گفت : اين ديگچه را بردار و براى فلان خانواده در ثمغ [ 1 ] ببر كه سه روز است از آنان خبر ندارم و خيال مىكنم سخت نيازمندند و اين غذا را مقابل ايشان بگذار . واقدى از عبد الله بن نافع ، از پدرش ، از ابن عمر نقل مىكند * عمر بن خطاب در سال رماده كارى كرد كه قبلا آن را انجام نمىداد و آن كار چنين بود كه چون نماز عشا را مىگزارد از مسجد به خانه‌اش بر مىگشت و تا آخر شب شخصا نماز مىگزارد . آن گاه بيرون مىآمد و در محله‌هاى مدينه مىگشت . گويد ، شبى به هنگام سحر شنيدم مىگفت خدايا نابودى امت محمد ( ص ) را در دست من قرار مده [ به روزگار من آنان را تباه مكن ] . واقدى از عبد الله بن يزيد هذلى ، از سائب بن يزيد نقل مىكند * در قحط سال رماده عمر بر مركبى سوار شد و چون مركب پشكل انداخت در پشكل جو ديد ، گفت : مسلمانان از لاغرى مىميرند و اين جانور جور مىخورد ؟ نه به خدا سوگند بر چنين مركبى سوار نمىشوم تا مردم در وسعت و فراخى قرار گيرند . واقدى و اسماعيل بن ابى اويس و سليمان بن حرب هر سه از محمد بن يحيى بن حيان نقل مىكنند كه مىگفته است * در قحط سال رماده براى عمر بن خطاب نان و ظرفى با دنبه پخته آوردند . مردى صحرانشين را هم خواست كه با او غذا بخورد و آن صحرانشين در هر لقمه مقدارى از دنبه‌هاى كنار بشقاب را بر مىداشت . عمر به او گفت : مثل اينكه مدتهاست چربى و دنبه نخورده‌اى ؟ گفت : آرى از مدتها پيش تا امروز نه گوشت چرب و نه روغن خورده‌ام و نديده‌ام كه كسى بخورد . عمر سوگند خورد كه از آن پس تا رفع گرفتارى از

--> [ 1 ] . ثمغ ، نام مزرعهء عمر بن خطاب نزديك مدينه است . - م .